درباره‌ی آن شخص لیبرال!

او لیبرال است، طرفدار حقوق حیوانات است، به محیط زیست اهمیت می‌دهد، خواهان دموکراسی و آزادی‌های مدنی است و به حقوق دگرجنسان و هم‌جنسگرایان اهمیت می‌دهد. او بسیار اهل گفتگو است، او بسیار اهل مدارا است، با او موافقت کنید یا اینکه شما یک: مذهبی، عوام، عقب‌مونده، نژادپرست، تبعیض‌گر، دیکتاتور، دهاتی، خشکه مقدس، بسیجی و … هستید.

* من به حقوق دگرجنسان، ذره‌ای اهمیت نمی‌دهم، نه به این خاطر که بودنشان را انکار بکنم، به این خاطر که دگرجنسان و همجنسگرایان میزان بسیار بسیار اندکی از هر جامعه‌ی سالمی هستند. بله حق زندگی دارند ولی برای جمعیتی به این کوچکی، این میزان از توجه بسیار زیاد و بی‌دلیل است. علاوه بر آن میل جنسی‌تان، هویت شما نیست. هویت هر انسان از مجموع امیال، افکار، احساسات، هیجانات و ویژگی‌هایش، بزرگتر است.

* من همچنین به آینده‌‌ی حیوانات و محیط زیست هم هیچ اهمیتی نمی‌دهم، به نظرم هیچکس نمی‌تواند صادقانه به چنان چیزی اهمیتی معنادار بدهد، هنوز هم استثنایی ندیده‌ام و همه‌ی طرفداران حقوق حیوانات و گیاه‌خواران و … که دیده‌ام از چنین چیزهایی برای تحقیر دیگران با برچسب‌هایی مانند شکم‌باره و احمق، کودن و … و بالا بردن جایگاه اجتماعی خودشان بهره برده‌اند.[۱]

 

* من طرفدار دموکراسی نیستم، ولی این لزوما به این معنی نیست که طرفدار دیکتاتوری هستم. از نظر من دموکراسی ابلهانه‌ترین شکل یک حکومت است و مضرترین آن برای مردم آن حکومت. دموکراسی بسیار شکننده، قابل کنترل و دستکاری شدن است.

 

حنای این جماعت دیگر پیش من رنگی ندارد. این جماعت سواده‌زده‌ی گمراه. اینها که از سر بی‌چیزی آن خرده هویت کم‌ارزش را به عنوان هویت اصیل خود قلمداد می‌کنند و از طریق آن به آنهای دیگر فخر می‎فروشند و خود را چیزی والا جا میزنند. چه والایی پستی!
مورد استثمارترین‌های انسان‌های تاریخ، همین‌ها هستند. کمی دلم برایشان می‌سوزد ولی چه میشود کرد، طبیعت آنها را اینچنین می‌خواهد و هیچ راهی هم برای آگاه کردنشان نیست.

 

[۱] نمونه شناخته شده: صادق هدایت، این سمبل چُس ناله‌های سطحی، الگوی این جماعت لیبرال منشِ ترقی‌خواهِ روشنفکر. کسی که اعتقاد داشت گوشت خوردن برای سلامتی انسان مضر است ولی در عین حال سیگار (به سبک مُضحک کامو)، تریاک و الکل جزو برنامه روزانه زندگیش بود. کجا می‌توان تناقضی از این بیشتر پیدا کرد، جز در ذهن یک خود برتر بین. ضمنا هدایت علاقه‌ی عجیبی به تحقیر کردن و برچسب زدن به مردم عادی کوچه بازار در تمامی داستان‌هایش داشت.

اشتراک گذاری در:
صادق آدینه
صادق آدینه
کارشناس ارشد علوم شناختی و متخصص نورومارکتینگ هستم و علاقه‌مند به نوشتن درباره‌ی فلسفه، علم، روانشناسی، سینما و موسیقی.

دیدگاه‌ها

avatar
wpDiscuz