علم به تنهایی کافی نیست!

برای بررسی درست بودن یک گزاره علمی، علم به تنهایی کافی نیست!

حتما می‌پرسید خُب چرا؟ چون انگیزه انجام یک تحقیق علمی که باعث تولید اون گزاره علمی شده، صرفا انگیزه علمی نبوده که، بوده؟ در واقع “انگیزه علمی” در اکثر موارد کم اهمیت‌ترین اولویت یک محقق برای انجام یک تحقیق علمیه.

اولویت‌هایی که مهم‌تر از انگیزه علمی هستند اینها هستند:

سود مالی

مسائل سیاسی

امتیازهای آکادمیک و دانشگاهی (برای محقق)

و در آخر خود انگیزه علمی (یعنی کنجکاوی محض علمی)

بسته به موضوع تحقیق و بسته به شرایط حاکم، اولویت هر کدوم از موارد بالا، تغییر خواهد کرد (برای مثال در ایران، امتیاز دانشگاهی بالاترین اولویت برای محقق است). ولی در تمامی شرایط سه مورد اول، اولویت بالاتر و مهم‌تری از مورد آخر دارند.

 

خب حالا من از افرادی که بشدت قائل به این گذاره هستند که “علم و بررسی علمی به تنهایی روشن کننده تمام مسائل هستند” سوالی دارم:

ابتدا بخش نتیجه‌گیری پست “اثر موتسارت” رو بخونید.

خب خوندید؟

حالا بیایید به من توضیح بدید که واقعا از چه راهی میشه اثبات کرد که چیزی مثل تاثیرگذاری tDCS از نظر علمی درست هست یا نه؟ در حال حاضر چندین هزار مقاله علمی و فراتحلیل در این باره انجام شده و بعد از این هم انجام خواهد شد. یه سریا میگن tDCS تاثیری نداره یا اگر داره خیلی خیلی کم و موقتیه و تازه اونم توی موارد خاصیه. یه سری دیگه میگن نه اشتباه می‌کنید، تاثیر داره، ایناهاش اینم تحقیقات ما که ثابت کرده. (برای مثال پایان نامه فلان دانشجوی ایرانی که با دست بردن توی داده‌ها، مثبت بودن تاثیر رو نشون داده، تا داور پایان نامه‌اش رو ریجکت نکنه و مجبور نشه از نو بنویسه. یا تحقیق بهمان توانبخشی که از طریق همین دستگاه‌ها داره پول در میاره و….). شما هر چقدر هم که مقاله علمی بیارید باز هم مقالاتی هستند که خلاف مقاله‌‌های شما رو میگن. خب پس چاره چیه اینجا؟

درباره “اثر موتسارت” دو دهه کار علمی شد، دقت کنید دو دهه. یکسری میگفتن هست یکسری میگفتن نیست. دقیقا مثل نوروفیدبک و tDCS و مثل تمام مسائل علمی که قبل از این ازشون سوءاستفاده شده. خب در نهایت چی شد؟ بعد از دو دهه فهمیدن که “اثر موتسارت” از لحاظ علمی درست نیست.

حرف من اینه، وقتی که صرفا میخایم از طریق علم و نه چیز دیگه یک گزاره رو راستی آزمایی کنیم، فرایند فوق العاده زمانبر و هزینه بری رو شروع کردیم. در صورتی که از همون ابتدا میشه اون گزاره رو به نحوی دیگه هم تفسیر کرد نه صرفا به صورت علمی.

میشه عوامل تاثیر گذار دیگه رو هم بررسی کرد. میشه بررسی کرد که آیا انگیزه‎های مالی پشت این قضیه بودن؟ آیا انگیزه‎های سیاسی بوده یا انگیزه‎ی امتیازات آکادمیک.

اگر بخواهیم صرفا با روش علمی پیش بریم چیزی میشه مثل “اثر موتسارت” بعد از دو دهه و بعد از کلی هزینه کردن و زمان هدر دادن تازه میفهمیم که قضیه چی بوده در صورتی که حتی بعد از فهمیدن هم دیگه واقعا سودی نداره، چون توی دو دهه تبلیغات کار خودشو کرده و الان خیلی از افراد هنوز فکر میکنن “اثر موتسارت” یک چیز علمی و واقعیه.

برای مسئله نورفیدبک و tDCS بطرز خیلی خیلی واضحی معلومه که قضیه از چه قراره، نگاهی بکنید به گردش مالی که این دستگاه‌ها برای تولیدکنندگان، دلالان، توانبخشان و … ایجاد کردن. آیا شرکتی که تمام موجودیتش روی تولید این دستگاه هست، استخدام چندتا دانشمند برای پشتیبانی علمی کردن از دستگاهشون کار سختیه؟ آیا اولویت بودن “امتیاز پژوهشی” در دانشگاههای ایران و بسیاری از دانشگاه‌های خارجی، قابل انکاره؟ اینکه حتما باید نتایج تحقیق‌تون مثبت باشه تا تحقیق‌تون چاپ بشه قابل انکاره؟ اینکه محقق توی داده‌هاش دست میبره تا نتیجه رو مثبت کنه و در نتیجه مقاله‌اش رو چاپ بکنه و امتیاز پژوهشی بگیره قابل انکاره؟ نه هیچکدوم از اینا قابل انکار نیست. و همه هم میدونن ولی خب منافع همیشه مهم‌تره از حقیقت بوده!

در نهایت البته من شخصا آدم خیلی کمال گرایی نیستم که بخام به بقیه بگم باید صرفا برای حقیقت بجنگن و برای حقیقت کار کنند و منفعت رو توی اولویت‌های بعدیشون بزارن، خوشبختانه انقدر خام نیستم و آدما رو خوب می‌شناسم. منافع مادی همیشه اولویت‌هایی مهم‌تر بودن و خواهند بود.

از طرفی دیگه من این رو هم میدونم که هیچ وقت نمیشه علم یا هر چیز دیگه‌ای رو بصورت صد در صد از مورد سوء استفاده قرار گرفتن حفظ کرد. ولی سیستم رو میشه جوری طراحی کرد که این سوءاستفاده رو در حالت کمینه نگه داره ولی خب بازم درصدی از سوءاستفاده همیشه هست و همیشه هم خواهد بود.

این نکته رو هم البته مد نظر داشته باشید، که این حرفا به این معنی نیست که هر تحقیق علمی که به دلایل مالی انجام شده، چیزی نادرسته. خود من اگر ایده‌ای علمی داشته باشم که اتفاقا پتانسیل مالی هم داشته باشه، با کمال میل انجامش میدم. مسئله اینجاست که بسیاری از تحقیقات علمی، بدون اینکه واقعن علمی و واقعی باشن صرفا و صرفا به دلیل مالی (یا امتیاز آکادمیک) انجام شدن و ذره‌ای واقعیت علمی توشون نیست. اگر واقعن تحقیقی علمی باشه که سود مالی یا امتیاز آکادمیکی رو برای فرد به ارمغان بیارن، بنظر من هیچ اشکال خاصی بهش وارد نیست.

اشتراک گذاری در:
صادق آدینه
صادق آدینه
کارشناس ارشد علوم شناختی و متخصص نورومارکتینگ هستم و علاقه‌مند به نوشتن درباره‌ی فلسفه، علم، روانشناسی، سینما و موسیقی.

دیدگاه‌ها

avatar
wpDiscuz