نماد اوروبورس

زندگی از پس مرگ می‌آید و مرگ از پس زندگی.
بعد از هر ویرانی، سازندگی است و بعد از هر سازندگی، ویرانی!

جمله بالا، هسته اصلی معنای این نماد است: ماری که دُم خود را می‌خورد، دُمی که نشانه‌ی گذشته است، دمی که باید خورده شود تا آینده‌ای شکل بگیرد!

اوروبروس نمادی باستانی از مار یا اژدهایی است که در حال خوردن دُم خود است. این نماد با مفاهیم فلسفی از قبیل بازگشت جاودانه و چرخه ابدی ارتباط معنایی دارد. در طول تاریخ اغلب این نماد به منظور نشان دادن چرخه ابدی مرگ و باززایی بکار گرفته شده است. اما همچنین برای مفاهیم دیگری مانند ماهیت چرخشی فصول سال، خود لقاحی (تولید مثل غیر جنسی)، تجزیه شدن و دوباره ادغام شدن، درک حقیقت و شناخت کامل، وجود دو حالت زنانگی و مردانگی توامان (دوجنسی)، وحدت وجود و …. نیز بکار گرفته شده است.

اولین حضور این نماد در تصویر نزاع خدای جهان زیرین (اُزیریس، خدای مرگ) با خدای روشنایی (رَع، خدای بزرگ تمدن مصر) در مقبره توت‌عنخ‌آمون مربوط به قرن ۱۴ قبل از میلاد مسیح دیده می‌شود. در این تصویر ماری بدور رَع حلقه زده است و در حال خوردن دُم خود است. بر طبق یک داستان کهن مصری، ایزیس، خواهر اُزیریس که نمی‌توانست زندگی بیافریند، از کثیفی‌های کف پایش ماری ساخت و آن را در مسیر “رَع” رها کرد. هنگامی که آب دهان “رَع” بر روی مار افتاد، مار زنده شد و قوزک پای او را نیش زد. از آنجا که “رَع” هیچ موجودی که به او چنین صدمه ای بزند را نیافریده بود، نمی‌دانست باید چه کند. او بیمار و بیمارتر شد. ایزیس بر بالین او آمد به او گفت که راه درمان دردش را میداند ولی تنها در صورتی او را معالجه می کند که نام مخفی‌اش را به وی بگوید، همان نامی که به “رَع” قدرت داده بود. سرانجام”رَع” تسلیم شده و نام مخفی (دانش پنهانی) خود را به ایزیس میگوید. ایزیس، قدرت و دانش بدست آورده‌اش را به برادرش اُزیریس می‌دهد و بدین گونه عصر “رَع” به پایان میرسد و عصری نو در تکامل آگاهی بشر آغاز می‌شود عصر اُزیریس. بر اساس اعتقادات آیین تلما، بعد از طی شدن عصر اُزیریس، عصر هوروس آغاز می‌شود که تکامل نهایی آگاهی نسل بشر است.

جالب است که هنوز هم هنگامی که ما در حال به دست آوردن یک خودآگاهی جدید هستیم، که با آگاهی عادی ما فاصله زیادی دارد، مارها در رویاهای ما ظاهر می‌شوند و تلاش می‌کنند ما را به چیزی ورای خودمان بکشانند، رویای مار نشان از آن دارد که در عمق درونمان چیزی در حال تقلاست تا خود را به ما بنمایاند.

تجربه من درباره الهام نیمه ناخودآگاهانه‌ام از نماد اوروبورس را می‌توانید در اینجا و تجربه فریدریش آگوست کِکوله را در انتهای همین پست، مطالعه کنید.

با ورود نماد اوروبورس در فرهنگ‌های غربی، بیش‌ترین استفاده از آن در مکتب‌های کیمیاگری و بعد از آن گنوستیسیزم دیده شد. در طرح‌های این دوره یک قسمت از نماد با رنگ سیاه و قسمت دیگر با رنگ سفید رنگ آمیزی میشد که نشان‌دهنده  باورهای دوگانه‌گرایانه در مکاتب گنوستیکی بود که می‌توان آن را معادل نماد یین-یانگ در آیین تائوئیسم در شرق دور دانست.

نماد اوروبورس در اساطیر نورث و اسکاندیناوی به شکل اسطوره یورمونگاند ظاهر می‌شود، یورمونگاند مار دریایی بزرگی است که فرزند دوم لوکی و انگربودا است. بر اساس داستان‌های اساطیری نورث، اودین (خدای خدایان) هر سه فرزند لوکی، یعنی فنریر، هل و یورمونگاند را از او می‌گیرد و یورمونگاند را در اقیانوسی که زمین را احاطه کرده است می‌اندازد. این مار آنچنان بزرگ می‌شود و رشد می‌کند که دور تا دور زمین را می‌گیرد و سرش به دمش می‌رسد. اما عاقبت ثور موفق به کشتن یورمونگاند می‌شود ولی خودش هم توسط زهر یورمونگاند کشته می‌شود.

در فرهنگ و ادیان ایرانی، نقش مار در نگاره‌هایی که از زُروان موجود است، دیده می‌شود. آنها چنین می‌پنداشته‌اند که مار هم نر و هم ماده است و جانوری خودزا و خودلقاح است به این سبب مار را نماد دو گانگی در هر چیز می دانستند. نشان مرگ و زندگی، زهر و پاد زهر، مرگ و بازآیی، روشنایی و تاریکی….

از آنجا که مار زهری کشنده دارد پس نماد مرگ است ولی پادزهری زندگی بخش نیز دارد پس نمادی از زندگی هم هست.

ماجرای رویای فریدریش آگوست کِکوله

فریدریش آگوست ککوله یک شیمیدان آلمانی بود که در سال ۱۸۵۷ در اثر رویایی که دیده بود توانست ساختار حلقوی بنزن را شناسایی کند. او ماجرای کشف خود را اینگونه شرح می‌دهد:

کارم پیشرفتی نمی‌کرد، افکارم در جایی دیگر بودند. دست از کار کشیدم و صندلیم را به کنار شومینه کشاندم، چشمانم را بستم و این بار اتم‌ها و ملکول‌ها را با چشم ذهنم در حال غوطه خوردن در روبرویم مشاهده کردم. ملکول‌ها در حرکتی چرخشی و منظم مانند ماری که بدور خود می‌چرخد، در جلوی چشمانم می‌چرخیدند که در نهایت تبدیل به ماری شدند که در حال خوردن دُم خود بود. هنگامی که از نور چراغ اتاق بیدار شدم، این الهام در من ایجاد شده بود که فرمول بنزن باید حلقوی باشد. تا صبح بیدار ماندم و فرضیه جدیدم را آزمودم و در نهایت به کشف ساختار حلقوی بنزن نائل شدم.

 

اشتراک گذاری در:
صادق آدینه
صادق آدینه
کارشناس ارشد علوم شناختی و متخصص نورومارکتینگ هستم و علاقه‌مند به نوشتن درباره‌ی فلسفه، علم، روانشناسی، سینما و موسیقی.

دیدگاه‌ها

avatar
wpDiscuz