بخشش

Close-up of a dandelion (Taraxacum officinale)

واقعیت اینه که آدم هیچ‌وقت کسی رو نمی‌بخشه، فقط حافظه‌اش رو از دست میده!

زمان که میگذره، جزئیاتِ واقعه یکی یکی پاک میشن، چند روز، چند ماه یا چند سال بعد از وقوع هر حادثه‌ای هیچ کس نمیتونه جزییات اون حادثه رو اونطوری که واقعا بوده به یاد بیاره در نتیجه با فکر کردن به اون حادثه، کمتر عصبی و کینه‌توز میشه و در نهایت به جایی میرسه که احساس می‌کنه مقصر اون حادثه رو بخشیده!

م.ن: ارتباط دو واژه بخشیدن (Forgive) و فراموش کردن (Forget) در زبان انگلیسی هم یجورایی همین مسئله رو تایید میکنه.

خوشا فراموش‌کاران!

شاید پیش خودتون فکر کنید خب، این حرف درستیه، ولی درباره مواقعی که بخشیدن در لحظه اتفاق می‌افته یعنی در لحظه وقوع حادثه، مقصر رو می‌بخشیم نه در اثر گذر زمان، حرف بالا نمی‌تونه درست باشه. من برای این ایراد پاسخی دارم، من با خوانش آثار نیچه، به این فهم دست یافته‌ام که این عملِ به ظاهر بخشیدن در واقع تنها چیزی که نیست بخشیدنه بلکه یک ابزار برای شرمسار کردن و خود را بالاتر بردن از طرف مقابل است.

نیچه در چنین گفت زرتشت، در قطعه‌ی درباره‌ی رحیمان می‌گوید:

مرد ِ دانا انسان را چنین می نامد: جانوری با گونه های سرخ.

او چگونه چنین شده است؟ مگر نه آنکه می باید بسی شرمساری کشیده باشد؟

دوستان ِ من! مرد ِ دانا چنین می گوید: شرمساری! شرمساری! شرمساری! این است تاریخ ِ بشر!

از این رو، مرد ِ بزرگوار هرگز کسی را شرمسار نمی کند و خود از دیدار دردمندان شرمسار می شود.

همچنین،

مسیح می گوید: «اگر کسی به یک طرف صورتت سیلی زد، طرف دیگر را نیز به او بده.»

زرتشت ِ نیچه می گوید: «زمانی که یک دشمن داری، بدی ِ او را با نیکی پاسخ مده: تا که او را شرمسار نسازی.»

زرتشت ِ نیچه علیه مسیح می شورد: «بهتر است خشمگین باشی تا اینکه دیگری را شرمگین سازی.»

تفسیر نهایی اینکه:

نیچه با رویکرد مسیح موافق نیست. هنگامی که بدی ِ کسی را با نیکی پاسخ می دهی، از واقعیّت انسانی ِ او می کاهی! تو خود را یک فضیلتمند، یک زاهد، یک عارف، یک قدّیس، یک “نیک” می کنی و او را گناهکار می سازی. او را شرمسار و خجالت زده می کنی. تو خود را مقدّس تر از او می سازی. این احترام گذاشتن نیست: این کار تو ضدّ ِ زندگی است و ضدّ ِ طبیعت و ضدّ ِ تمام جنبش های شادی بخش است. او تو را سیلی زد؟ در حقّ ِ تو بدی کرد؟ تو نیز به انتقام، او را سیلی بزن! زرتشت نیچه می گوید: «قدری انتقام، انسانگونه تر است از هیچ انتقام نگرفتن.»

این است آموزه ی پیامبر ِ نیچه، یعنی زرتشت. با این کار، توازن برقرار می شود و زندگی روند سالم ِ خود را پی می گیرد. دیگر نمایش، فریب و حقّه ی فروتبارانه در کار نیست، تو دیگر با فریب (با زاهد نشان دادن خود) از او بالاتر نمی روی، و او نیز شرمسار نمی شود. با زدن ِ متقابل، با بدی ِ متقابل، جنگ سالمی به پا کن ولی با نزدن، و نیکی کردن به جای بدی، خود را پادشاه ِ نیکی ها و ارباب ِ رحیمان نکن و او را گناهکار ِ پست مساز! زیرا این واقعیّت ندارد و نیکی و بدی حقیقتی ندارند.

«چه کسی را بد می دانی؟ ــ آن کس را که همیشه می خواهد دیگران را شرمسار سازد.» حکمت شادان، ۳۷۳

«انسانی ترین کار چیست؟ ــ شخص را از شرمساری مبرّا ساختن.» حکمت شادان، ۲۷۴

اشتراک گذاری در:
صادق آدینه
صادق آدینه
کارشناس ارشد علوم شناختی و متخصص نورومارکتینگ هستم و علاقه‌مند به نوشتن درباره‌ی فلسفه، علم، روانشناسی، سینما و موسیقی.

دیدگاه‌ها

avatar
wpDiscuz