فُحش

برای من جالب‌ترین بخش هر زبانی (فرهنگی) فحش‌های رایج در اون زبانه. فحش‌ها نشون دهنده‌ی خطوط قرمز اون فرهنگ هستند، فحش ها ارزش های اون فرهنگ رو به ما نشون میدن.

برای مثال اگه توی یک فرهنگ واژه “ج*ن*د*ه” به عنوان یک فحش بکار بره و به هر زنی که حیا رو حفظ نمی‌کنه گفته بشه. به احتمال قوی در اون فرهنگ “تن فروشی” یک ضد ارزش هست و در واقع از واژه “ج*ن*د*ه” به این منظور استفاده میشه که طرف مقابل رو به این ضد ارزش مرتبط کنه و از این طریق تحقیرش کنه. نمونه مشابه برای مردان واژه “ک*و*ن*ی” هست. هنگامی که به مردی این برچسب زده بشه، به این معنیه که اون فرد یکی از کم‌ارزش‌ترین موجودات اون جامعه است.

اما اگر این واژه‌ها صرفا بمنظور انتقال مفهوم (در اینجا برای اشاره به شخصی که تن فروشی می‌کنه یا شخصی که تمایلات هم‌جنسگرایانه داره) و نه بعنوان یک فحش که بار تحقیری داره، بکار برده بشن، پس احتمالا در اون فرهنگ، تن فروشی یا هم‌جنس‌گرایی از نوع مردانه جزو خطوط قرمزشون نیستند.

یک مثال واضح‌تر برای روشن‌تر شدن مطلب، مادر من عادت داره به افرادی که بیش از حد سر و صدا میکنن، و هر چیز کوچیکی رو به دعوایی بزرگ تبدیل میکنن، برچسب “غُربتی” میزنه، با یک طرز ادا کردن خاص، که از تک تک حروفش یک نوع تحقیر کردن فرد مقابل میچکه. توضیح اینکه غربتی به معنی همون کولی‌های سیه چرده‌ایه که برای گدایی در خونه‌ها میان و با صدای بلند شروع به التماس کردن برای مقداری پول یا خوراکی میکنن[i]. در واقع وقتی مادر من این واژه رو به کسی میگه، منظورش این نیست که اون فرد یک کولیه، بلکه منظورش اینه که داری مثه کولی‌ها رفتار میکنی، آدم نباید مثه کولی‌ها رفتار کنه، کولی بودن چیز بی‌ارزش و پستیه. (واقعا هم همینطوره، یعنی در فرهنگی که من بزرگ شدم، کولی‌ها یکی از پست‌ترین و بی‌ارزش‌ترین انسان‌هایی بودند که ما می‌شناختیم.) نتیجه اینکه از اونجایی که ما واژه غربتی رو نه فقط برای اشاره به یک سری افراد خاص بلکه به هر کسی که رفتاری پر قیل و قال داره بکار می‎بریم، در نتیجه در فرهنگ ما غربتی بودن (کولی بودن) چیز بغایت بدی هست. اما اگر ما این واژه رو صرفا برای اشاره به اشاره به کولی‌ها و نه برای تحقیر غیرکولی‌ها بکار ببریم در اون صورت، فرهنگ ما کولی بودن رو چیز بد یا ضد ارزش نمی‌دونه.

چیز جالب‌تر هم اینکه ما غالبن وقتی که میخوایم یه زبان جدید یاد بگیریم و یا موقعی که توی فرهنگی جدید قرار میگیرم اولین کلماتی که یاد میگیریم فحش‌های اون زبانه. این احتمال هست که این  مسئله بخاطر این باشه که ما علاقه داریم سریع ارزش‌های حاکم بر هر اجتماعی رو بدونیم و خودمون رو باهاش تطبیق بدیم.

 

[i] . نکته فرعی: این شیوه کولی‌ها، یعنی داد زدن و با صدای بلند طلب کمک کردن یا به قول مادرم همون غربتی‌بازی در آوردن در واقع یک ابزار و شگرد هوشمندانه برای تحت فشار قرار دادن فرد مقابله. با کمک این تکنیک (با صدای بلند درخواست کمک کردن)، جوی برای فرد ایجاد میکنن و این توهم رو براش میسازن که الان تمام همسایه‌ها بخاطر صدای بلند من متوجه کمک خواستنم از تو شدن، و در حال رصد کردن واکنش تو هستن و اگر به من کمک نکنی، ممکنه که بخاطر کمک نکردن به این مستمند بیچاره، احترامت پیش اونا مخدوش بشه. این تکنیکی بسایر هوشمندانه برای پول گرفتن هست که بین غربتی‌ها بسیار رایجه. من حدس میزنم که غربتی‌ها این تکنیک رو کاملا آگاهانه انجام میدن. در واقع یک تله‌ی عاطفی برای طعمه‌هاشون پهن میکنن. طعمه‌ها ممکنه که با مرور زمان متوجه این تله بشن و به نحوی خنثی بکننش، ولی ممکن هم هست که هیچ وقت در سطح خودآگاه متوجه سازوکار این تله و باجی که ازشون گرفته میشه نشن ولی یک نفرت عمیق و ناخودآگاه از این شیوه اخاذی و افرادی که این شیوه رو پیاده میکنن در اونها شکل میگیره، مثله نفرتی که مادر من از غربتی‌ها داره.

اشتراک گذاری در:
صادق آدینه
صادق آدینه
کارشناس ارشد علوم شناختی و متخصص نورومارکتینگ هستم و علاقه‌مند به نوشتن درباره‌ی فلسفه، علم، روانشناسی، سینما و موسیقی.

دیدگاه‌ها

avatar
wpDiscuz